» تمامی کالاها و خدمات این فروشگاه ، حسب مورد دارای مجوزهای لازم از مراجع مربوطه میباشند و فعالیتهای این سایت تابع قوانین و مقررات جمهوری اسلامی ایران است .
ناتورالیسم اقدس خانی 1394/05/30 دسته بندی : فلسفه 0

موضوع : ناتورالیسم

تعداد صفحات : 13

این مطلب در مورد ناتورالیسم و در 13 صفحه می باشد و در آن به سبک فلسفی ناتورالیسم پرداخته شده است و در ادامه مطلب قسمتی از متن آورده شده است:

ناتورالیسم ، به مفهوم فلسفی – همان‌طور كه از اسمش بر می‌آید – به آن رشته از روش‌های فلسفی اطلاق می‌شود كه معتقد به قدرت محض طبیعت ( nature) است و هرگز طبیعت را آلتی در دست نظم بالاتری نمی‌شناسد .

ناتورالیسم به عنوان یك مكتب ادبی چهارچوب بسیار تنگ‌تری دارد و به مكتبی اطلاق می‌گردد كه امیل زولا emile zola نویسنده فرانسوی ( 1840- 1902 ) و یارانش در فرانسه بنا نهادند و قریب ده سال ( 1880 – 1890 ) بر ادبیات اروپا حاكم بود و پس از آن نیز ، با اینكه به صورت مكتب ادبی متشكلی باقی نماند تاثیرش بر آثار نویسندگان قرن بیستم آشكار است .

علت یا علت‌های ظهور این مكتب

قرن هیجدهم قرن بر هم ریختن همه چیز بود . قرنی كه انقلاب را شاهد بود و ناپلئون را و … اما قرن نوزده قرن تحول بود و نیمه‌ی دومش ( 1859 -1860 ) سالهای پر اهمیتی برای فرانسویان بود . سالهای خروج آنها از رخوت و بی‌جنبشی و قیام مجدد جمهوری‌خواهان . این بیداری در واقع طرز عمل رژیم (‌ امپراطوری دوم ) و بالاخره ماهیت آن را تغییر داد . این دوران برای فرانسه ، از نظر تحول اقتصادی ، دوران شكفتگی و پیشرفت بود . به‌ طوری‌كه شبكه‌ی راه‌آهن و شبكه‌ی بانك‌ها و شهر‌های مدرن و بزرگ میراث آن دوره است و این تحول ، ساخت اجتماعی و عقیدتی كشور ، به‌خصوص مخالفان جوان امپراطوری را تحت تاثیر قرار داد . آنها به همه چیز اعتراض می‌كردند و بیش از همه به ادبیات رسمی و به مشاهیر ادبی دروغین . مكتب‌ها و مدال‌ها را انكار می‌كنند و در مقابل تكیه بر طبیعت اشخاص و بر نبوغ دارند . شعار آنها آزادی است . آزادی در همه‌ی قلمروها ، به‌خصوص در قلمرو مذهبی . اغلب آنها اشخاص آزاد فكری هستند و همه اخلاق سنتی را رد می‌كنند .

تحول ، بیداری ، زاد و ولد ، زبان باز كردن بچه و بارداری و … اینها كلماتی است كه در نوشته های همهِ آنها دیده می‌شود زولا در نامه‌ای می نویسد : قرن ما قرن تحول است . از گذشته‌ی منفوری بیرون آمده‌ایم و به سوی آینده‌ای ناشناخته روانیم ….

زولا با همه‌ی نیرویش در این نهضت شركت دارد و در همین نامه می‌نویسد « آنچه روزگار ما را مشخص می‌سازد ، این هیجانات و فعالیت‌های سوزان است . فعالیت در علم ، در تجارت ، در هنر‌ها و در همه جا … در عرصه‌ی سیاست وضع از این هم بدتر است . ملت‌ها قیام می‌كنند و امپراطوری‌ها می‌خواهند با هم متحد شوند . در عالم مذهب و آیین همه چیز متلاشی شده است ، در این دنیای تازه‌ای كه سر بر می‌آورد ، به مذهب جوان و زنده‌ای احتیاج است … »

و ناتورالیسم پاسخ به این انتظار است . این مكتب در عین حال هم انكار است و هم بازسازی . برای ساختن دنیای آینده روی پایه‌های محكم . باید نظامی پیدا كرد كه نه نظام محافظه كاری باشد ( كه بر تصورات ارتجاعی استوار است ) و نه نظام انقلابیون (‌ كه بر تصورات منفی تكیه دارد ) یك اجتماع بر مبنای عدالت و برادری . چیزی كه هیچكس بر دیگری برتری نداشته باشد . باید هماهنگی و تعادلی پیدا كرد كه در گذشته از سویی به دست نظام كلیسای شكنجه‌گر ضایع شده است و از سوی دیگر بر اثر اغتشاش های قرنی كه كوره‌ی داغ علم و ادب اقتصاد و سیاست است و قرن اختلال و تحریك اعصاب .

ناتورالیسم زولا می خواهد با مراجعه به مدل تكنولوژیك یا مدل طبیعی همین تعادل را پیدا كند ( تعادل و هماهنگی بین جسم و روح ، بین قدرت و آزادی و نیز تعادل اجتماعی ، هماهنگی منافع و عدالت كه تنظیم‌كننده‌ی رابطه‌ی بین منافع شخصی با منافع دیگران است ) و این‌كار به هیچ‌وجه عبارت از سكون‌پرستی یا محافظه‌كاری نیست . اینجا بدن یك انسان و بدنه‌ی اجتماع به یك موتور تشبیه می شود كه در عین هماهنگی كار خودش را انجام می‌دهد .

اما در نظر جمهوری‌خواهان جوان آنچه در درجه‌ی اول جلو این كار متعادل را می‌گیرد ف كلیسا است و مذهب ، كه انها با خشونت ، نظامش را انگار می كنند . كلیسا از كودتا پشتیبانی كرده بود و بزرگترین نیروی محافظه كاری اجتماعی بود . ضمنا مالكان و كاسبكاران ( نه تنها مالكان بزرگ كه حتی سرمایه‌داران كوچك نیز ) از ترس سوسیالیسم و تولید اغتشاش در جامعه ، به آن روی آورده بودند و مدافع كلیسا شده بودند . یكی از همین مدافعین كلیسای كاتولیك ، كه روزنامه نگار هم بود در مقاله‌ای می نویسد « لازم است در جامعه اشخاصی وجود داشته باشند كه زیاد كار كنند و زندگی محقری داشته باشند . فقر قسمتی از قانون جامعه است . این قانون خداوندی است و باید همه از آن اطاعت كنند … » پاپ پی نهم در نامه ای به كشیشانش ، فرانسویان را به جهاد بر علیه انقلاب دعوت می‌كرد كه از نظر او خطرناك و مضر بود

بدینسان ناتورالیسم برای زولا در درجه اول ، یك روش ضد كلیسایی است و پایان تابو‌های كهنه . اعاده حیثیت جسم است یا بهتر بگوییم روش تازه‌ای برای سخن گفتن از آن و زندگی بخشیدن به آن . تلقی ساده و طبیعی آن بنام تعادل فرد انسانی و مهمتر از آن تعادل جامعه . او و هم نسلانش معتقد بودند كه كلیسا نژاد مردم را خراب كرده و از قدرت فرانسه كاسته است و همگی گذشته از آنكه طرفدار توسعه‌ی تحصیل همگانی و از میان بردن بیسوادی در میان مردم بودند ( پنجاه درصد مردم بی‌سواد بودند )‌می خواستند كه جوانان به ورزش بدنی بپردازند . پسران _ سربازان آینده – و دختران – مادران آینده – زندگی شایسته‌ای داشته باشند .

زولا ناتورالیسم را ناشی از عقاید دیدرو diderot – مدیر دائره‌المعارف معروف فرانسه – می‌داند ( علم‌گرایی ) و معتقد است كه دیدرو روش تجربی علوم را به ادبیات وارد كرده است … با دیدرو ، پدر پوزیتییست های امروزی ما روش مشاهده و تجربه‌ی تطبیقی در ادبیات زاده می‌شود » و مدعیست كه « یك نویسنده هر چند كه دارای نبوغ باشد ، كارگر ساده‌ای است كه سنگ خود را بر دوش می‌كشد و به تناسب نیرویی كه دارد ساختمان بنای سالمند ملی را ادامه می‌دهد »

ناتورالیسم و علم

آنچه زولا پیشنهاد می‌كند در درجه اول عبارت است از وارد كردن روش های علوم طبیعی به ادبیات و همچنین استفاده از اطلاعات تازه ای كه این علوم به دست داده است . كلود برنار ادعا می‌كرد روش علمی قاطعی كه در مورد اجسام بی جان به كار می‌رود ، باید در مورد اجسام زنده نیز قابل تطبیق باشد و ز.لا ادعا كرد ، این روش باید با زندگی عاطفی و ذهنی تطابق داده شود . هدف روش تجربی « پیدا كردن روابطی است كه پدیده ای را به « علت » و نزدیك آن مربوط ‌سازد و شرایط لازم را برای تظاهر این پدیده پیدا كند » برای رسیدن به این نتیجه باید به مشاهده و كاوش جزئیات پرداخت « كسی كه از روی تجربه كار میكند ، بازپرس طبیعت است … رمان عبارت از گزارش‌نامه‌ی تجارب و آزمایش‌هاست » و معتقد بود نویسنده باید تخیل را به كلی كنار بگذارد « سابقا می‌گفتند فلان نویسنده دارای تخیلی قوی است . من می‌خواهم از این پس بگویید :‌ دارای حس واقع‌بینی خوبی است . چنین تعریفی در مورد نویسنده بزرگتر و درست‌تر خواهد بود . موهبت دیدن خیلی كم‌تر از موهبت آفریدن ،در اشخاص مختلف وجه مشترك دارد »

اما این مشاهده و دید در عین‌حال باید با تجربه توام باشد . یعنی نویسنده حالاتی را در نظر بگیرد كه بتواند روابطی را در میان دو وضع مختلف نشان دهد . او در كتاب « رمان تجربی » می گوید « رمان نویس هم تماشاگر است و هم اهل تجربه . به عنوان تماشاگر ، حوادث را آن‌طور كه مشاهده كرده‌ است بیان می كند . برای این كار نخست مبداء عزیمت را معین میكند و برای حركت اشخاص و پدیده های داستان خود زمینه‌ی محكمی را در نظر می‌گیرد و بعد به عنوان اهل تجربه ، بنای تجربه را می‌گذارد . یعنی قهرمان‌های خود را در داستان مخصوصی به كار وا می‌دارد كه در آن ، توالی حوادث به صورت نتیجه جبری پدیده های مورد مطالعه جلوه كند …رمان ناتورالیستی آزمایشی واقعی است كه رمان نویس با استفاده از تجارب خود روی افراد بشر انجام می‌دهد … اكنون علم وارد قلمرو ادبیات می‌شود . ما رمان‌نویسان در این مرحله از كارمان تشریح‌كنندگان وضع فردی و اجتماعی بشریم . همان طوری كه فیزیولوژی دنباله ی كار فیزیك‌دان و شیمی دان را گرفته است . ما هم با مشاهدات و تجاربمان كار فیزیولوژی‌دان را دنبال می كنیم . ما باید روی صفات و مشخصات و هوس‌ها و تهورات و رفتار و عادات افراد و اجتماعات بشری كار كنیم »

به كار بردن این روش ایجاب می‌كند كه دنیای اخلاقی به صورت ماشینی و مادی ادراك شود . این عقیده كه پایه‌ی فلسفی ناتورالیسم ادبی شمرده می‌شود ، باعث شد سر و صدای دشمنان بلند شود . انها معتقد بودند ، رمان نویسی كه روش تجربی را در پیش می‌گیرد بیشتر شبیه دانشمند است تا شاعر و هنرمند و زولا در جوابشان نوشت : هدف من بیش از هرچیز ، هدف علمی بود . من اغتشاشات عمیق مزاج دموی را در برخورد با طبع سودایی نشان دادم … من با كمال سادگی ، همان كاری را كه جراح روی اجساد انجام می دهد روی موجودات زنده انجام دادم

مساله وراثت


خرید و دانلود | 1,300 تومان
گزارش تخلف به پلیس سایت
مطالب مرتبط